قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

842

تاريخ الفي ( فارسى )

كريمه مىخواند : أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً . « 1 » يعنى : آيا مىپندارى تو يا رسول اللّه كه به درستى كه قصّهء اصحاب كهف و رقيم - كه به قول اكثر مفسّرين رقيم عبارت از سگ اصحاب كهف است - از آيات و افعال ما عجب بوده ؟ زيد بن ارقم گويد از هيبت اين كلام موى بر اعضاى من برخاست ، تا آنكه بىاختيار فرياد برآوردم كه : اين سرّى است يابن رسول اللّه و امر تو عجيب‌تر است . و نيز در شواهد النبوّه مذكور است كه عزيزى ديگر فرموده كه : چون سرهاى شهداى كربلا را به در كوشك پسر زياد رسانيدند و از نيزه‌ها فرو گرفتند من به نزديك سر امام حسين رفتم ؛ ديدم كه لب مباركش مىجنبيد . گوش فرا داشتم . اين آيه تلاوت مىفرمود : لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ . « 2 » يعنى : مپندار تو يا رسول اللّه خداى سبحانه و تعالى را غافل از كردار ظالمان . در روضة الشهدا آورده كه چون سرهاى شهدا را آوردند پسر زياد ديگرباره سر امام حسين را برداشت [ 116 ب ] و در او مىنگريست كه ناگاه لرزه بر دستهاى وى افتاد چنانچه آن سر را نگاه نتوانست داشت . بر روى ران خود نهاد . قطره‌اى خون بر قباى وى افتاد چنانچه از جامهء او درگذشت و به بدن وى رسيد و در آن موضع جراحتى ناسور مناتن « 3 » حادث شد كه هرچند وى را علاج مىكردند [ بهبود نمىيافت ] و از آن جراحت بوى كريه به مشام مردم مىرسيد چنانچه هيچ شامّه‌اى را تحمّل شنيدن آن نبودى ، و پيوسته نافهء مشك بر آن سوراخ بستى و با وجود آن ، رايحهء كريههء آن زخم بر بوى مشك غالب شدى . و به همين بلا مبتلا بود تا به قتل رسيد ، و ابراهيم اشتر او را در ميان كشته‌ها به همين علامت شناخت - چنانچه در محلّش مذكور خواهد شد ، ان شاء اللّه تعالى . امّا چون منتسبان دودمان رسالت را به مجلس ابن زياد آوردند خواهر امام حسين ، زينب ، چون به مجلس درآمد به كسى التفات نانموده و سلام ناكرده بنشست . ابن زياد پرسيد : اين چه كس است ؟ زينب جواب نداد . بار ديگر باز پرسيد . جواب نشنيد . باز نوبت ثالث تكرار نموده ، جماعتى از خدمتكاران گفتند : اين دختر فاطمهء زهراست . پسر زياد گفت : شكر و سپاس مر خداى را ، جلّ جلاله ، كه شما را رسوا ساخت و سخن شما را دروغ گردانيد . زينب جواب داد : ثنا و ستايش مر خداوندى را كه جدّ ما را به پيغمبرى برگزيد و به فحواى كريمهء وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً « 4 » ما را از ارجاس پاكيزه گردانيد . و خداى تعالى عنقريب فاسقان را رسوا سازد و سخن بدكاران را دروغ گردانيد . ابن زياد گفت : چگونه ديدى صنع خدا را در شأن برادر و اهل بيت

--> ( 1 ) . كهف ، 9 . ( 2 ) . ابراهيم ، 42 . ( 3 ) . م : ناصور منتن ؛ ق : ناسورماتان ؛ ش : ناصور متين . ناسور به معنى جراحت و مرضى است غيرقابل علاج كه پيوسته از آن چرك بيرون مىريزد . و مناتن يعنى بدبو . ( 4 ) . پاك كند شما را پاك‌كردنى ؛ ( احزاب ، 33 ) .